مجموعة مؤلفين
55
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
همگى خالى بود . بايد از آب قراسو رد شد اگر زمستان باشد مىشود به آب زد و الا نمىشود . بعد از مراجعت ، شنيدم كه تلگرافى از طهران آمده كه زوار را برگردانيد ، مرخص نيستند بروند به عتبات . [ بسته شدن راه عتبات وجمع شدن زوار ] جمعه 25 [ ذى الحجه ] : صبح را رفتم به ديدن ميراز محسن مستوفى و در باب رفتن و مرخصى گرفتن كه برويم ، خيلى جواب و سئوال كرديم ، آخر به جايى نرسيد ، خيلى از اين بابت اوقاتمان تلخ بود و به گريه و زارى تا شام مشغول بوديم [ 11 ] و ميرزا محسن هم يك بره به من تعارف كرد و تا شام هم در خانه بوديم متفكر ، و شام هم چلو كرده ، « 1 » داشتيم با خورش ، كه در يك بشقاب باقالا پلو هم خانم باجى به جهت ما داد ، آن هم بود . جاى همگى خالى بود . آب كرمانشاهان خيلى بد است زود آدم را ناخوش مىكند . سيد تقى بسيار بد ناخوش بود . روز سوم شنبه 26 [ ذى الحجه ] : صبح باران مىآمد آن روز را از خانه بيرون نرفتم و حكم دادم بره ميرزا محسن را كشتند كله آن را با كرده ، آش ماش ، پختند . ناهار صرف شد ، كله بره هم خيلى خوشمزه شده بود . جاى همگى و حاجى حسين خالى بود . بعد قدرى خوابيدم ، بيدار شده چاى صرف شد . حشمت الدوله وقت غروب ، فرستاد احوال پرسى من ، شام هم خورش قورمه سبزى داشتيم با چلوكرده . زوار شب آمدند نزد من كه تكليف چيست ؟ گفتم ، فردا اجماعاً جمع شويد ميدان توپخانه و تلگراف به شاه بزنيد بلكه مرخص شويد ، قرار بر اين شد ، رفتند . يك شنبه [ 27 ذى الحجه ] : تمام صبح باران مىآمد ، با زوار رفتم ميدان توپخانه قريب به هزار نفر بودند تلگراف به طهران نمودند ، قرار شد فردا جواب بگويند ، مراجعت نموديم . ناهار آبگوشت بره داشتيم با ماست ، بسيار خوب صرف شد كره اى خريدم به هشت تومان سوار شده رفتم به باغ ظهيرالملك به تماشا ، بد باغى نبود اكثر « 2 » اين ها نسبت به عماديه ، مثل خانه ماست نسبت به خانه شاه ، بعد مراجعت نموديم . نماز خوانده چاى صرف شد . [ 12 ]
--> ( 1 ) . چلويا چلاو ، به معنى خشكه برنج . طعامى كه از برنج سازند ، و با خورشها خورند وخشكه برنج نيز گويندوچلوگرده ، يك نوع برنج مايل به تدوير است و اين برنج در گيلان و مازندران زراعت مىشود . دهخدا ، ذيل واژه . ( 2 ) اصل : اگسر